دو فرشته مسافر :: داستانک

داستانک

تجارب دیروز برای زندگی فردا

تجارب دیروز برای زندگی فردا

آخرین مطالب

دو فرشته مسافر

دوشنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۱۲:۰۳ ب.ظ

دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود آمدند
این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه مجللشان راه ندادند،
بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند.


فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و آن را تعمیر کرد. وقتی که فرشته
جوان از او پرسید چرا چنین کاری کرده، او پاسخ داد:" همه امور بدان گونه
که می نمایند نیستند."شب بعد، این دو فرشته به منزل یک خانواده فقیر ولی
بسیار مهمان نواز رفتند.بعد از خوردن غذایی مختصر، زن و مرد فقیر،
رختخواب خود را در اختیار دو فرشته گذاشتند...


صبح روز بعد، فرشتگان، زن و مرد فقیر را گریان دیدند. گاو آنها که شیرش
تنها وسیله گذران زندگیشان بود، در مزرعه مرده بود
فرشته جوان عصبانی شد و از فرشته پیر پرسید:" چرا گذاشتی چنین اتفاقی
بیفتد؟ خانواده قبلی همه چیز داشتند و با این حال تو کمکشان کردی، اما این
خانواده دارایی اندکی دارند و تو گذاشتی که گاوشان هم بمیرد


فرشته پیر پاسخ داد:"وقتی در زیر زمین آن خانواده ثروتمند بودیم، دیدم که در
شکاف دیوار کیسه ای طلا وجود دارد. از آنجا که آنان بسیار حریص و بد دل
بودند، شکاف را بستم و طلاها را از دیدشان مخفی کردم. دیشب وقتی در
رختخواب زن و مرد فقیر خوابیده بودیم، فرشته مرگ برای گرفتن جان زن
فقیر آمد و من به جایش آن گاو را به او دادم. همه امور بدان گونه که می
نمایند نیستند و ما گاهی اوقات، خیلی دیر به این نکته پی می بریم
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۲/۲۹
parisa

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

استخاره با قرآن کریم
دریافت کد استخاره آنلاین