هاچیکو :: داستانک

داستانک

تجارب دیروز برای زندگی فردا

تجارب دیروز برای زندگی فردا

آخرین مطالب

هاچیکو

يكشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۳، ۰۶:۴۳ ب.ظ

در ژاپن سگ معروفی با نام هاچیکو به دنیا آمد که زندگی و منش او به افسانه ای از یاد نرفتنی بدل گشت. هاچیکو سگ سفید نری از نژاد آکیتا که در اوداته ژاپن در نوامبر سال ۱۹۲۳ به دنیا آمد. زمانی که هاچیکو دو ماه داشت به وسیلۀ قطار اوداته به توکیو فرستاده شد و زمانی که به ایستگاه شیبوئی میرسید قفس حمل آن از روی باربر به پائین می افتد و آدرسی که قرار بود هاچیکو به آنجا برود گم می شود و او از قفس بیرون آمده و تنها در ایستگاه به این سو و آن سو میرود در همین زمان یکی از مسافران هاچیکو را پیدا کرده و با خود به منزل میبرد و به نگهداری از او می پردازد.این فرد پروفسور دانشگاه توکیو دکتر شابرو اوئنو بود.
پروفسور به قدری به این سگ دلبسته می شود که بیشتر وقت خود را به نگهداری از این سگ اختصاص می دهددور گردن هاچیکو قلاده ای بود که روی آن عدد ۸ نوشته شده بود (عدد هشت در زبان ژاپنی هاچی بیان می شود و نماد شانس و موفقیت است) و پروفسور نام اورا هاچیکو می گذارد. منزل پروفسور در حومه شهر توکیو قرار داشت و هر روز برای رفتن به دانشگاه به ایستگاه قطار شیبوئی میرفت و ساعت ۴ برمی گشت. هاچیکو یک روز به دنبال پروفسور به ایستگاه می آید و هرچه شابرو از او می خواهد که به خانه برگردد هاچیکو نمی‌رود و او مجبور می شود که خود هاچیکو را به منزل برساند و از قطار آن روز جا می ماند.

 در زمان بازگشت از دانشگاه با تعجب می بیند هاچیکو روبروی در ورودی ایستگاه به انتظارش نشسته و با هم به خانه برمیگردند از آن تاریخ به بعد هرروز هاچیکو و پروفسور باهم به ایستگاه قطار میرفتند و ساعت ۴ هاچیکو جلوی در ایستگاه منتظر بازگشت او می ماند، تمام فروشندگان و حتی مسافران هاچیکو را می شناختند و با تعجب به این رابطۀ دوستانه نگاه میکردند. در سال۱۹۲۵ دکتر شابرو اوئنو در سر کلاس درس بر اثر سکتۀ قلبی از دنیا میرود، آن روز هاچیکو که۱۸ ماه داشت تا شب روبروی در ایستگاه به انتظار صاحبش می نشیند و خانوادۀ پروفسور به دنبالش آمده و به خانه میبرندش اما روز بعد نیز مثل گذشته هاچیکو به ایستگاه رفته و منتظر بازگشت صاحبش می ماند و هربار که خانوادۀ پروفسور جلوی رفتنش را می گرفتند هاچیکو فرار میکرد و به هر طریقی بود خود را رأس ساعت ۴ به ایستگاه میرساند. این رفتار هاچیکو خبرنگاران و افراد زیادی را به ایستگاه شیبوئی می کشاند، و در روزنامه ها اخبار زیادی دربارۀ او نوشته می شد و همه میخواستند از نزدیک با این سگ باوفا آشنا شوند. هاچیکو خانوادۀ پروفسور را ترک کرد و شبها در زیر قطار فرسوده‌ای میخوابید، فروشندگان و مسافران برایش غذا می آوردند و او ۹ سال هر بعد از ظهر روبروی در ایستگاه منتظر بازگشت صاحب عزیزش میماند و در هیچ شرایطی از این انتظار دلسرد نشد و تا زمان مرگش در مارس ۱۹۳۴ در سن ۱۱ سال و ۴ ماهگی منتظر صاحب مورد علاقه‌اش باقی‌ماند  
وفاداری هاچیکو در سراسر ژاپن پیچید و در سال ۱۹۳۵ تندیس یادبودی روبروی در ایستگاه قطار شیبوئی از او ساخته شد.

تا امروز تندیس برنزی هاچیکو همچنان در ایستگاه شیبوئی منتظر بازگشت پروفسور است.

 در زمان جنگ جهانی دوم تندیس تخریب شد و در سال ۱۹۴۷ دوباره تندیس جدیدی از هاچیکو در وعدگاه همیشگی اش بنا شد، اگرچه این بنا حالت ایستاده داشت و به زیبایی تندیس اول نبود، اما یادبودی بود از وفاداری و عشق زیبای هاچیکو برای مردم ژاپن؛ در سال ۱۹۶۴ تندیس دیگری از هاچیکو همراه با خانواده ای که هرگز، انتظار و عشق اجازۀ داشتنش را به او نداده بود در اوداته روبروی زادگاهش بنا شد
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۱۱/۰۵
امید نوری

نظرات  (۴)

من آمدم ....
با عرض سلام و پوزش بابت غیبت غیرموجه طولانی
تک تیرانداز بعد مدت طولانی ای بزودی به روز خواهد شد.
لطفا با نظرات خود مارا در این امر یاری فرمایید.
در پناه حق
منو توکه عزیزم 😁 پست قبلى دوست داشتم اونجورى پست بدم چون منم آدمم و عصبى میشم و اون مامور برق عزیز حقشه آدم شه و فردا هم که بیاد برقو وصل کنه حتما آدمش میکنم !!! کلا شصت هزار تومن پول برق ما اومده و من واقعا ندیدم قبضو 😳 اومده اطلاع هم نداده برقو قطع کرده !! ما از کارو زندگیمون افتادیم و تو گرما و بى برقى نشستیم و دو برابر پول برقشونم بستنى داشتیم تو فریزر که همش خراب شد !! جمعه ضبط کلیپ داریم اگه آهنگمونو نرسومیم کلى هزینه ى فیلم برداریمونم از بین میره !!! حالا شانس آوردیم بچه کوچیک نداشتیم !! خلاصه که واقعا باید احمق باشه کسى که این همه ضد حالو به خاطر یه بیشعورى به آدم میزنه 😠 منم هرچى گفتم راست گفتم 😡 بیشعوره یارووو
بد ترین ادما بی غیرتاشن سخت میبینی ادما بی غیمت باشن بالا خره اینا میفهمی فدات شم ی مرد کم داری ی اغوش ی حواس جمع زود میفهمی رو اب دار(ابرو)خوب هر خشگلی ی صاحب دار خون بی صاحاب باشی میشی دست مالی هر بی ل ولی که توی تیوی و ماهواره بود.....تو نیستی ی حس معمولی اره همیشه همه کس من بودی تو واسه من قشنگ ترین حسیا با هم ما به جاهای قشنگ تر میرسیم پیش تو چ سخت انکار ی حس عجیبی مثل وقت افطار شدی صاحب قلب و روحم و قشنگ واسم هر حرفت انگار....
۳۰ آبان ۹۴ ، ۰۹:۳۵ شبکه اشتراک لینک توبنویس
سلام
خداقوت
مطلب شما در شبکه اشتراک لینک توبنویس درج گردید :

http://tobenvis.com/Default.aspx?topicId=36320


هدیه توبنویس به شما وبلاگنویس گرامی :

 امام صادق علیه السّلام فرمودند:
اَلعامِلُ عَلی غَیرِ بَصیرهٍ کَالسّائِرِ عَلی غَیرِ طَریقٍ، فَلا تَزیدُهُ سُرعَهُ السَّیرِ اِلاّ بُعداً؛

کسی که بدون «بصیرت» عمل می کند، همچون زنده ای است که در بیراهه می رود؛ پس هر چه سریع تر رود، از مقصد دورتر می شود.
تحف العقول، ص362

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

استخاره با قرآن کریم
دریافت کد استخاره آنلاین