ارزش ملک و سلطنت ! :: داستانک

داستانک

تجارب دیروز برای زندگی فردا

تجارب دیروز برای زندگی فردا

آخرین مطالب

ارزش ملک و سلطنت !

چهارشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۲، ۱۰:۵۶ ق.ظ

روزی بهلول بر هارون‌الرشید وارد شد.


خلیفه گفت: مرا پندی بده!

بهلول پرسید: اگر در بیابانی بی‌آب، تشنه‌گی بر تو غلبه نماید چندان که مشرف به موت گردی، در مقابل جرعه‌ای آب که عطش تو را فرو نشاند چه می‌دهی؟

گفت:...

صد دینار طلا.

پرسید: اگر صاحب آب به پول رضایت ندهد؟

گفت: نصف پادشاهی‌ام را.

بهلول گفت: حال اگر به حبس‌البول مبتلا گردی و رفع آن نتوانی، چه می‌دهی که آن را علاج کنند؟

گفت: نیم دیگر سلطنتم را.

بهلول گفت: پس ای خلیفه، این سلطنت که به آبی و بولی وابسته است، تو را مغرور نسازد که با خلق خدای به بدی رفتار کنی.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۲/۱۴
امید نوری

نظرات  (۲)

آفرین آفرین!
سلام
خداقوت
مطلب شما در توبنویس درج گردید.
هدیه توبنویس به شماوبلاگنویس گرامی :

اقبال گرت در نظر خلق کشد
آرد کفن آنگه ز تنت دلق کشد
ای لعبت خاک غره وَهْم مباش
گردون به برت گر کشد از خلق کشد

توبنویس : Tobenvis.com

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

استخاره با قرآن کریم
دریافت کد استخاره آنلاین